لغت نامه دهخدا
( کیرآور ) کیرآور. [ وَ ] ( ص مرکب ) دارای جای بزرگ و وسعت زیاد. کیرآورد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
( کیرآور ) کیرآور. [ وَ ] ( ص مرکب ) دارای جای بزرگ و وسعت زیاد. کیرآورد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
( کیر آور ) دارای جای بزرگ و وسعت زیاد ٠ کیر آورد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیر واژهای در زبان فارسی برای اشاره به آلت مردی است که بهمرور کاربردهای دیگری نیز یافتهاست. در برخی فرهنگهای لغت، این واژه با وصف «مستهجن» یا «زننده» یا «زشت و مخالف ادب عمومی» توصیف شدهاست.
💡 ولی تو تنگ مکن دل که در نخواهی ماند بهیچ جا بچنین کیر از چنان کفتار
💡 زان سپس بغداد را بگرفت شاه ملک کیر وز ملوک عیسوی آمد به درگاهش سفیر
💡 کیر آلوده بیاری و نهی در کس من بوسه ای چند برو بر نهی و بر نس من
💡 جیمز در المپیک ۲۰۱۶ ریو در دو رشتهٔ کیرین و اسپرینت انفرادی مدال نقره را به دست آورد.
💡 زندگیهای خطرناک پسران آلتر فیلمی به کارگردانی پیتر کیر محصول سال ۲۰۰۲ با بازی امیل هرش، جودی فاستر و کیریک کولکین است.