لغت نامه دهخدا
ماه لقائی. [ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماه لقا. ماه چهری. ماهرویی. و رجوع به ماه لقا و ماه چهری شود.
ماه لقائی. [ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماه لقا. ماه چهری. ماهرویی. و رجوع به ماه لقا و ماه چهری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آئینه از صورت جان نقش نباشد تو آئینه روح وش حور لقائی
💡 لقائی دید کانجا دیده شد گم نه دیده بل همه هستی مردم
💡 تو ای عطّار اندر بود مائی نمود ما شده اندر لقائی
💡 توئی اسراردان ما و مائی که این دم در عیان ما لقائی
💡 که داند تا چه چیزی وز کجائی همی دانم که در عین لقائی
💡 فنا خواهی شدن آنگه بقائی چو گردی کل عیان آن دم لقائی