غربال بند. [ غ ِ / غ َ ب َ ] ( نف مرکب ) غربال ساز را گویند. ( آنندراج ). آنکه غربال سازد از زه و کم و جز آن. آنکه غربال بافد یا غربال بندد. || کولی. لوری. لولی. غره چی. قره چی. حرامی. چینگانه. فیج. فیوج. قرشمال. غربتی. سوزمانی. زط. || مجازاً زنی که بسیار فریاد کند. زنی سخت بی حیا و فحاش و بدزبان.
غربال بند. [ غ َ ب َ ] ( اِخ ) از ایلات متفرقه فارس.( جغرافیای سیاسی کیهان ص 90 ). از ایلات ممسنی فارس.
۱. آن که شغلش غربال سازی است و غربال می بافد، غربال باف، غربال ساز.
۲. [مجاز] کولی.
( صفت ) ۱ - غربال ساز غربال باف. ۲ - کولی غره چی غربتی قرشمال ۳ - زنی که بسیار داد و فریاد کند زنی سخت بی حیاو فحاش.
از ایلات متفرقه فارس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خرمن دگران هر که می پرد چشمش هزار رخنه فزون در دلش چو غربال است
💡 همین سرگشتگی چشم حریص از مال می بیند چه آسایش زخرمن دیده غربال می بیند؟
💡 تا نگردد دل تو را غربال از تیر بلا گوهر گم گشته ات واعظ چه سان پیدا شود؟!
💡 از سپهر تنگ چشم امید بخشایش خطاست می کند غربال اینجا آب را گردآوری
💡 قرار بر کف آزادگان نگیرد مال نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال
💡 اگر به تیر زند غیبه را کند غربال وگر به گُرز زند خُود را کند هاون