لغت نامه دهخدا
تمرات. [ ت َ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ تمرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به تمرة و تمر شود.
تمرات. [ ت َ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ تمرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به تمرة و تمر شود.
جمع تمره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذران زندگی مردم از طریق کشاورزی، دامداری و کار در کشورهای عربی دامنه شاخاب پارس فراهم میشود. محصولات کشاورزی عمدتاً شامل مرکبات، تمرات نخل، گندم، جو، کنجد، ذرت و پنبه میباشد. باغهای مرکبات کاریان نظیر لیمو ترش، لیمو شیرین و پرتقال در سطح شهرستان جویم معروف است.