کاکل زری

لغت نامه دهخدا

کاکل زری. [ ک ُ زَ ] ( ص مرکب ) پسری که موی سرش طلایی باشد. || تعبیری تحسین آمیز پسر خردسال زیبا و تندرست را.

فرهنگ معین

( ~. زَ ) (ص نسب. ) پسربچه یا پسر جوان خوش قیافه و مو طلایی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه دارای کاکل زرد و طیی رنگ است ( مخصوصا برای کودکان استعمال شود ): [ یک پسر کاکل زری زایید ]. ۲ - تعبیری تحسین آمیز برای پسری زیبا و تندرست.

جمله سازی با کاکل زری

💡 در دور خط تمام شود گیر و دار زلف بیچاره عاشقی که گرفتار کاکل است

💡 حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکند به‌ که دل از ما ببرد بر سر کاکل شکند

💡 کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای دیگر دل کدام پریشان شکسته‌ای

💡 سرو بالا، چشم شهلا، دلربا کج کله، کاکل پریشان، عشوه‌گر

💡 چه گیرم آن کمر بسته را بدعوی خون که فتنه کاکل آشفته در میان آورد

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز