چار فرسخی

لغت نامه دهخدا

چارفرسخی. [ ف َ س َ ] ( اِخ )از قرای خبیص کرمان است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 50 ).

فرهنگ فارسی

از قرای خبیص کرمانست

جمله سازی با چار فرسخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: من خود ز راه بیخبرم لیک در نیم فرسخی پدرم

💡 وی، تا هفده سالگی، همچنان برای ادامه زندگی، دستیار برادر بود تا اینکه اتفاقاً روزی به قصد دیدن خواهر خود، به روستای بیلند (در دو فرسخی بیدخت) رفت و گذار وی، به مدرسهٔ روستا افتاده و در بازگشت به بیدخت، به مادرش گفت که میل دارم بروم درس بخوانم. سرانجام مادر و برادر بزرگترش راضی می‌شوند تا وی به روستای بیلند رفته و مشغول تحصیل شود.

💡 «زیارتگاه زید در حدود دو فرسخی جنوب شرقی قریه (کفل) است و این قول را دیگران نیز تأیید کرده‌اند.

💡 تولد وی را محمّد علی خان تربیت شهر تبریز می‌داند، و برخی دیگر از محققین او را متولد شهر نخجوان دانسته‌اند و رشد و نمای وی را در شهر اورمیه روستای «خانقاه سرخ»(به زبان ترکی:قزل خنیه) که در سه فرسخی اورمیه و پایین‌تر از کارخانه قند دانسته‌اند.

💡 در حدود سال ۱۲۹۰ قمری در شهر خوئین که در ۸ فرسخی زنجان می‌باشد، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. او فقیه و روحانی دینی بوده‌است.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز