لغت نامه دهخدا
نیک فهمی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) خوش فهمی. نیک فهم بودن.
نیک فهمی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) خوش فهمی. نیک فهم بودن.
خوش فهمی. نیک فهم بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امل کجاست گر از فرصت آگهی باشد قصور فطرت ما بیش فهمی کم اوست
💡 ترا فهمی دگر دادست هیلاج حقیقت رخ نمود اینجای هیلاج
💡 ولیکن چون تو در تقلید و وهمی نداری زونشان از روی فهمی
💡 از آن نماز که خود هیچ از آن نمی فهمی خدا چه فایده و بهره اکتساب کند
💡 برون از تست هم با تست بنگر درین اسرار فهمی آر و بنگر
💡 زاهد از افسانه ی رندان مپرس تو نمی فهمی زبان دیگر است!