مفتون کاکوروی

لغت نامه دهخدا

مفتون کاکوروی. [ م َ ن ِ رَ ] ( اِخ ) شیخ مؤمن علی بن شیخ ذوالفقار علی. از شاعران قرن سیزدهم هجری و منسوب به قصبه «کاکوری » است. از اوست:
با جنون باز آشنا کردم دل دیوانه را
از تب سودا دگر آتش زدم این خانه را
رشته زنار زیب دوش ایمان ساختم
بر سر زاهد شکستم سبحه صددانه را
از سر هر تار گیسوی تو در پیراستن
دست مشاطه رفو زد چاک زخم شانه را.
و رجوع به تذکره روزروشن چ رکن زاده آدمیت ص 755 و فرهنگ سخنوران شود.

فرهنگ فارسی

شیخ مومن علی بن شیخ ذوالفقار علی از شاعران قرن سیزدهم هجری و منسوب به قصبه [ کاکوری ] است.

جمله سازی با مفتون کاکوروی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مفتون تست خلقی الحق که می‌توان گفت هم آفت زمینت هم فتنهٔ زمانت

💡 نه من زفتنه چشمت خراب و مستم و بس که فتنه نیز بچشمان تو بود مفتون

💡 اين نقاش چيره دست با يك قلم و يك مركب، انواع نقشها را ابداع كرده كه بينندگان رامجذوب و شيفته و مفتون مى كند.

💡 آن برین بی هوا چو مفتونی است وان بر این بیگنه چو غضبانیست

💡 وی در این باره می‌گوید: «من کار نادیا مفتونی را به دلیل خیلی مشخصی دنبال می‌کنم.

💡 (قال النبى صلى الله عليه و آله: خلتان كثير من الناس فيهما مفتون الصحة والفراغ. ) (1169)

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز