لغت نامه دهخدا
مردم گزایی. [ م َ دُگ َ ] ( حامص مرکب ) مردم آزاری. مردم کشی. قتالی. کشندگی. عمل مردم گزای رجوع به مردم گزای شود:
دلیران شمشیر زن صد هزار
به مردم گزائی چو پیچنده مار.نظامی.
مردم گزایی. [ م َ دُگ َ ] ( حامص مرکب ) مردم آزاری. مردم کشی. قتالی. کشندگی. عمل مردم گزای رجوع به مردم گزای شود:
دلیران شمشیر زن صد هزار
به مردم گزائی چو پیچنده مار.نظامی.
مردم آزاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن شید که تار قصب از قوت پاسش از مه ببرد خاصیت طبع گزایی
💡 ز خوان وصل تو کردم خلال و دست بشستم به آب دیده ز عشقت که زهر عمر گزایی