لغت نامه دهخدا
عر و عور. [ ع َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آواز بد. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). || گریه و زرزر کردن بچه نحس را نیز گویند. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
عر و عور. [ ع َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آواز بد. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). || گریه و زرزر کردن بچه نحس را نیز گویند. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
آواز بد گریه و زر زر کردن بچه نحس را نیز گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظری کن به مفلس عوری دل و دین رفته، جاه و مال شده
💡 به هر عمری در او عوری دو بینم ز بی برگی نه برفرق ونه دربر
💡 (اين سه وقت، سه وقت پنهانى و خصوصى براى شما است ) (ثلاث عورات لكم ).
💡 12 - (يـا كـودكـانـى كـه از عـورات زنـان (امـور جـنـسـى ) آگـاه نـيـسـتـنـد) (اوالطفل الذين لم يظهروا على عورات النساء).
💡 تپه هاشم تپه سی مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان مشگینشهر، بخش مرکزی، دهستان مشگین غربی، روستای عور واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۸۴۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 ازین پوشش چرا من عور گشتم به چشمم خاک شد زان کور گشتم