لغت نامه دهخدا
شیپورزنی. [ ش َ / ش ِ زَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت شیپورزن. عمل شیپورزن.
شیپورزنی. [ ش َ / ش ِ زَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت شیپورزن. عمل شیپورزن.
حالت و کیفیت شیپور زن عمل شیپور زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حال حاضر روزانه چند ده هزار آگهی در شیپور به ثبت میرسد و صدها هزار نفر از آگهیهای به ثبت رسیده در شیپور بازدید میکنند.
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم شیپور خاموشی اشاره کرد.
💡 شیپور از تبلیغات تلویزیونی و محیطی استفاده بسیاری کردهاست که به گفته مؤسس شیپور هدف از انجام این کار، فرهنگسازی برای استفاده صحیح و مفید از لوازم دست دوم در ایران است.
💡 زمین را همی دل برآمد ز جای ز بس نالهٔ بوق و شیپور و نای
💡 موسم جنگ و غُو شیپور و رنج تن گذشت گاه چنگ و نغمهٔ تنبور و عیش جان رسید
💡 جهان پرشد از بانگ شیپور و نای شگفتا چه سان ماند گردون به پای