شیشه پاک کنی

لغت نامه دهخدا

شیشه پاک کنی. [ شی ش َ / ش ِ ک ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شیشه پاک کن.

جمله سازی با شیشه پاک کنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بسکه شرم داشتم از یاد قامتش دل شیشه‌ها شکست و نکردم صدا بلند

💡 چند خوش شیشه بگیریم و بریزیم به جام یک دو جامی ز کف حور نژادی بزنیم

💡 دارد خطر ز جنبش مژگان دو دیده‌ام آبی که مانده است در این بیشه شیشه است

💡 آنچه او با سپر کرگ به شمشیر کند نتوان کردن با شیشه نازک به تبر

💡 آینه از باطن صافست محنت‌کش ز زنگ شیشه از روشندلی بیداد خارا می‌کشد

💡 ز دلربایی چشمش شراب مست شود در آن زمان که می از شیشه در ایاغ کند

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز