زنگ بستن

مترادف‌ها

زنگ‌زدن، اکسیده شدن

لغت نامه دهخدا

زنگ بستن. [ زَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) معروف است. ( آنندراج ). پوشیده شدن فلز یا آئینه از زنگ. تشکیل یافتن قشری بر سطح فلزات بسبب تأثیر هوا یا رطوبت. رجوع به زنگ زدن شود. || در ولایت رسم است که چون شاطر یا پهلوان به کمال فن می رسد زنگ می بندد به خلاف هندوستان که شاطران اینجا در زنگ بستن حصول کمال شرط ندانند و در اصل بابای ریش سفید شاطران است و به مجاز بمعنی امتیاز یافتن در کاری مستعمل، می گویند اگر این کار از دست تو برآمد زنگ میتوان بست و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج ).

جمله سازی با زنگ بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون بستن گفتار بیاموخت مرا بر تخته عشق کرد و بفروخت مرا

💡 سینه مکن به بستن دل زان قبل که تو دل بسته ای نه ملک خراسان گشاده ای

💡 درین جهان نبود فرصت کمر بستن ز خاک تیره، کمر بسته چون قلم برخیز

💡 نم تهمت چه امکانست بر صیاد ما بستن. که با آب‌گهر شسته‌ست حیرت خون نخجیرش

💡 بر منتظر وصل مفرما مژه بستن انصاف‌، قدح از کف مخمور نگیرد

💡 شهسوارا، عیب فتراک است صید چون منی گاه بستن عذرخواهی کن ز من فتراک را

💡 در مراسم‌های سنتی و جشن‌های محلی، استفاده از حیوانات با زنگ بستن به گردن آن‌ها، باعث ایجاد موسیقی زیبایی در طول مسیر حرکت می‌شود.

💡 وقتی که ساعت از نیمه‌شب گذشت، صدای زنگ بستن ساعت قدیمی در اتاق خواب، سکوت سنگین شب را به شکلی ناگهانی و عجیب شکست.

💡 برخی از هنرمندان برای ساخت سازهای موسیقی خاص، از قطعات فلزی کوچک با روش زنگ بستن استفاده می‌کنند تا صداهای ریتمیک تولید کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران