زاد نفروخ

لغت نامه دهخدا

زادنفروخ. [ دَ ف َرْرو ] ( اِخ ) ابن بیری الکسکری کاتب و مترجم عهد اموی است که در خدمت حجاج بن یوسف ثقفی بود. سعید نفیسی در «آثار و احوال رودکی » بنقل از اسطخری آرد: هنگامی که شاهفرند دختر یزدجرد ( پس از فتح خراسان ) به بردگی بنزد حجاج فرستاده شد با وی سبدی بود، حجاج سبد وی را بشکست و در آن نبشته ای بپارسی یافت زادن فروخ بن بیری الکسکری آن را بخواند و ترجمه کرد - انتهی ملخصاً. و رجوع به زاذان فروخ اعور در این لغت نامه و سبک شناسی بهار ج 1 ص 155 شود.

فرهنگ فارسی

ابن بیری الکسکری کاتب و مترجم عهد اموی که در خدمت حجاج بن یوسف ثقفی بود

جمله سازی با زاد نفروخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی گفت کاین تور فرزند اوست ازو زاد زیرا همانند اوست

💡 که فرّخ زاد و گلرخ در نهانی فلان جایند، من گفتم تو دانی

💡 چنان معشوق او شد این ارم زاد که آخر جان خود در راه او داد

💡 به اندازه خور زاد گر مردمی چنین پر شکم آدمی یا خمی

💡 پشه کی داند که این باغ از کی‌ست کو بهاران زاد و مرگش در دی‌ست

💡 چگونه زاد ز طبع تو دّنا سفته؟ که هست خاطر پاک تو جوهر الماس

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز