راه ازماینده

لغت نامه دهخدا

( راه آزماینده ) راه آزماینده.[ زْ / زِ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از راه آزمودن. که راه آزماید. که امتحان راه کند. که در پی آزمودن راه باشد. آنکه در راهشناسی آزموده باشد.

فرهنگ فارسی

( راه آزماینده ) نعت فاعلی از راه آزمودن. که راه آزماید. که امتحان راه کند.

جمله سازی با راه ازماینده

💡 بگذشت به طرف چمن آن ماه سحر قدّش چو بدید سرو بر راه گذر

💡 تا رنج تو اندر طلب راه مجاز است کی راه دهندت به سر گنج حقایق

💡 چو او در راه حق هشیار باشد کشش خود دایماً در کار باشد

💡 به سعی در طلبش راه جستجو سر کن می دگر ز گداز نفس به ساغر کن

💡 در راه غم تو چند پویم آخر رخساره به اشک چند شویم آخر

💡 اگر آدم بدی شیطان نبردی راه بر آدم که آدم یا مسلمان گشت یا شد کشته شیطانش