ذات احدال

لغت نامه دهخدا

ذات احدال. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) موضعی است براه مکه در وادی موسوم به صفرا. و در سیر، ذات اجدال آمده است با جیم معجمة.

جمله سازی با ذات احدال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدای ذات تو را از بلا نگه دارد ز حادثات جهانت خدا نگه دارد

💡 ((اشتدَّ غضب اللّه عزَّوجلَّ على امراءةٍ ذات بعلٍ ملاََت عَينَها من غَير زَوجها اَو غَير ذى مَحرَمٍ،فَانَّها ان فَعَلَت ذلكَ، اَحبَطَ اللّه كلَّ عَمَلٍ عَملَته )).(475)

💡 دل از او دیده از او ذات و استعداد هم از او چه از خود دارد این بیچاره تا بایست تاوانش

💡 سلام بر كلينى روزى كه تولد يافت و روزى كه در آسمان دنياى درخشيد و عروج كرد وروزى كه در پيشگاه ذات اقدس او بر انگيخته مى شود.

💡 ذات پاک تو کند پیروی خلق از خُلق ورنه کی رفته پی ریگ روان دُرّ نجف

💡 نفس كه به ذات خود حى است، چون مستكمل است، خوراك او هم حى است و آن علم وعمل است؛ چه بين غذا و مغتذى مجانست بايد، و نيز محيى نفس كه مخرج او از نقص بهكمال است، بذاته حيات است.