داده امدن

لغت نامه دهخدا

( داده آمدن ) داده آمدن. [ دَ / دِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) داده شدن؛ شرح داده آمدن احوال، بیان احوال: این احوال را شرح تمام داده آید. ( تاریخ بیهقی ص 410 چ ادیب ). || بخشیده شدن.

فرهنگ فارسی

( داده آمدن ) داده شدن

جمله سازی با داده امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیغ او را داده اند آب از زلال زندگی جان دیگر یافتم چون بر گلوی من رسید

💡 اسیر بند قضا رو گشاده می باید به تیغ گردن تسلیم داده می باید

💡 چون منی در آستانه باعث ضعف شماست زان سبب در عزل من دستور معجون داده‌اید

💡 2- كيفر الهى فقط در قيامت نيست، ظلم و ستم، در همين دنيا نيز كيفر داده مى شود. (اخذالذين ظلموا)

💡 از ازل موقع‌شناسان ربط الفت داده‌اند آینه با زانوی زن تیغ بر پهلوی مرد

💡 مجله رولینگ استون در رده‌بندی ۱۰۰ گیتاریست برتر تمامی دوران، انگس یانگ را در رتبه ۲۴ قرار داده است.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز