لغت نامه دهخدا
خرده نبات. [ خ ُ دَ / دِ ن َ ] ( اِ مرکب ) قطعات ریز نبات. قطعات کوچک نبات. قطعات شکسته نبات. گرد نبات.
- خرده نبات جویدن؛ بکنایه حرف بی ربط زدن است.
خرده نبات. [ خ ُ دَ / دِ ن َ ] ( اِ مرکب ) قطعات ریز نبات. قطعات کوچک نبات. قطعات شکسته نبات. گرد نبات.
- خرده نبات جویدن؛ بکنایه حرف بی ربط زدن است.
قطعات ریز نبات قطعات کوچک نبات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که کم کم خرده خود صرف درویشان نکرد می گذارد همچو قارون جمله یکجا بر زمین
💡 پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است خرده گل همه در دیده بلبل خوب است
💡 خرده راز محبت پرده سوز افتاده است سنگ نتوانست در دل این شرر پنهان کند