لغت نامه دهخدا
جاری بردی. [ ] ( ص نسبی ) منسوب به جاری برد است. رجوع به جاربردی شود.
جاری بردی. [ ] ( ص نسبی ) منسوب به جاری برد است. رجوع به جاربردی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد آیید ای همه شوریدگان سیل خون جاری کنید از دیدگان
💡 اگر درآورد او ظل چاه را به جوار ز چاه چشمه خورشید را کند جاری
💡 غیر یاد او درون خاطر من کس نگشت جز ثنایش بر زبان جان من جاری نبود
💡 به جوی تن روان را کرد جاری زبان را در فصاحت داد یاری
💡 بمردم هر چه شد جاری بدنیا بر ایشان منتقل گردد بعقبی