لغت نامه دهخدا
توپ بندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) بمباران ( بمباردمان ). ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). توپ بستن.رجوع به همین کلمه و توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
توپ بندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) بمباران ( بمباردمان ). ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). توپ بستن.رجوع به همین کلمه و توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
بمباران. توپ بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین گلشن چه دل بندی که بیدل گفته است طغرل بهارت بلبلی دارد که شکل لاست منقارش
💡 سران به مهمانی خویش خواند همه بندیان را ز زندان رهاند
💡 ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی به شرط آنکه در آن زلف دلستان بندی
💡 کسی بندیان را بود دستگیر که خود بوده باشد به بندی اسیر
💡 دنیا که در آن خوبی و خرسندی نیست جائی که به مهر او دلی بندی نیست
💡 پر طاوس چه بندی بدم کرکس چو دم آراسته گردد، چه کنی با پر