بوی چکیدن

لغت نامه دهخدا

بوی چکیدن. [ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف بوی دمیدن، بوی خاستن، بوی زدن از چیزی، بو دادن، بو بلند شدن، بو ریختن، بو گنجیدن، بوی شایع شدن، بوی تراویدن و بو پریدن. ( مجموعه مترادفات ص 68 ):
بوی گلاب از در و دیوار می چکد
ای گل به آه گرم که برخورده ای دگر.میرنجات ( از مجموعه مترادفات ص 68 ).

فرهنگ فارسی

مرادف بوی دمیدن. بوی خاستن.

جمله سازی با بوی چکیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل گل عرق از روی نگارین چه لطیف است بر برگ سمن ژاله چکیدن مزه دارد

💡 به فکر کار دل افتادم از چکیدن اشک شکست شیشه به روبم در حلب واکرد

💡 در دیدهٔ حیرت زدگان یه نباشد از خانهٔ بی سقف که دیده است چکیدن

💡 به حیرت از لب میگون آب پریرویم که با چکیدن دایم مدام شاداب است

💡 از پهلوی دل است تنم محشر بلا این قطره خون ز پنجهٔ مژگان چکیدنی است

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز