بنت وردان

لغت نامه دهخدا

بنت وردان. [ ب ِ ت ُ وِ ] ( ع اِ مرکب ) سوسک سرخ. تسنه. گوگال. خبزدوک. خبزدو. سوسک سیاه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نوعی حشره سیاه که معروف است. ج، بنات وردان. ( از المرصع ). رجوع به یاقوت ج 1 ص 395و لکلرک در شرح کلمه ذراریح از ابن البیطار شود.

فرهنگ فارسی

سوسک سرخ ٠ تسنه ٠ گوگال ٠ خبزدوک ٠ خبزدو ٠ سوسک سیاه ٠ نوعی حشره سیاه که معروف است ٠

جمله سازی با بنت وردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: من فردى از جن هستم و نام من وردان است. و اياميكه تو در كوفه بودى اغلب اوقاتدر مجلس قرائت تو حاضر شده و در طرف راست تو نشسته و استفاده مى كردم.

💡 تپه قبرستان حقنظر وردان مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان سلماس، روستای وردان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۷۸۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز