لغت نامه دهخدا
بامبه خوردن. [ ب َخوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب )، در تداول عامه توسری خوردن. و رجوع به بامبه و بامب و مترادفات آن شود.
بامبه خوردن. [ ب َخوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب )، در تداول عامه توسری خوردن. و رجوع به بامبه و بامب و مترادفات آن شود.
توسری خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزیزان رفتهاند از چشم و غمْشان مانده اندر دل به غم خوردن ز خود بهتر سزاواری نمیبینم
💡 از هميشه سير بودن و بسيار خوردن بپرهيزيد كه اين كار بيمارى ها و رنج ها را برمى انگيزاند.
💡 راستی خوردن می مایه عیش است و نشاط ورکسی با تو خورد عیشی از این خوشتر نیست
💡 بخون خوردن چنان دل عادتی دارد که جام می بدست هر که دید از شوق آبش در دهان آمد
💡 مطالعات دانشمندان بعد از قرنها درباره اين حيوان، و پيدا كردن چندين نوع ميكرب درگوشت آن يك نوع معجزه قرآن مجيد است كه از قرن هاقبل خوردن گوشت خوك را حرام فرموده است.
💡 شد پیر و ژاژخواهی طبع دنی بجاست گه خوردن از چه ترک کند زاغ پر سپید