اکراه در قران

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اکراه در قرآن. اِکراه، وادار کردن دیگری بر انجام دادن کاری بدون رضایت و رغبت و یکی از عناوین ثانوی فقه است.
اکراه از ریشه «ک ر ه» و این ماده در لغت به معانی گوناگونی آمده است؛ از جمله: ۱. ناپسند داشتن، بر این اساس به آنچه ناپسند است مکروه و پسندیده را محبوب می نامند. ۲. زشت بودن، بر این پایه به آنچه زشت است کریه ( قبیح ) می گویند. ۳. مشقت داشتن. ۴. اِبا و خودداری کردن.
معنای اصطلاحی
اکراه در اصطلاح، عبارت است از وادار کردن انسان با تهدید به انجام دادن یا ترک کاری که از آن ناخرسند است. برخی در تکمیل معنای آن نکته ای را افزوده و آن را به وادار کردن انسان بر آنچه طبعاً یا شرعاً از آن ناخرسند است تعریف کرده اند. این عمل گاهی به حق انجام می گیرد؛ مانند وادار کردن محتکر به فروش کالای احتکار شده یا الزام معسر به فروش ملک خود برای ادای حقوق بدهکاران از سوی حاکم شرع و گاهی به ناحق صورت می گیرد؛ مانند اکراه شخص بر انجام فعلی حرام یا ترک فعلی واجب یا ایجاد عقد یا ایقاعی خاص از سوی شخص ظالم.
ارکان اکراه
اکراه دارای سه رکن است: ۱. مُکْرِه (وادار کننده). ۲. مُکْرَه (وادار شده). ۳. مُکْرَهٌ علیه (کاری که به آن وادار می شوند).
تفاوت با اضطرار
...

جمله سازی با اکراه در قران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که گر در تو اکراه پیدا شود ملک بر تو از خشم شیدا شود

💡 - برترین کارها آن است که نفس را به انجامش اکراه کنی.

💡 بردوش خلق بار بود زندگانیش هر کس که بار خلق به اکراه می کشد

💡 ز ازداد اینها مگو پیش شاه که بر خاطرش یابد اکراه راه

💡 ور بخون ریختنم میل کنی بهر دلت کند اینکار بچشم ابن یمین بی اکراه

💡 از روی ضرورت به صد اکراه به سمش بستند ورا بیخبر از شاه به‌ناچار