اکراه در دین
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] قرآن در آیه ۲۵۶ سوره بقره اکراه در دین را نفی کرده است: «لا اِکراهَ فِی الدِّینِ» در تفسیر این آیه نظرهای گوناگونی مطرح شده است.
تنها اقوال و افعال جوارحی مورد اکراه قرار می گیرد؛ نه دین که از امور قلبی است. بر پایه این تفسیر آیه متضمن خبر از حقیقتی تکوینی و غیر قابل تغییر و جمله ای خبری است؛ نه انشایی و کلمه «لا» برای نفی جنس است.
اجبار درباره دین
تفسیر دیگر از آیه آن است که با وجود دلایل روشن بر توحید و معارف دینی جایی برای اکراه نمی ماند و اجبار درباره دین معنا ندارد و از محدوده وظایف پیامبر و دیگر متولیان دین خارج است. مؤید این تفسیر جمله بعد است که می فرماید: «قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ» یعنی حق از باطل جدا شده و دیگر جای اکراه نیست.
← نمونه های قرآنی
آیه در جواب کسانی است که پس از مغلوب شدن کافران در جنگ، پذیرش اسلام را از ناحیه آنان اجباری می دانستند، چنان که امروزه نیز بر اسلام خرده می گیرند که این دین با جنگ مسلحانه پیش رفته است. قرآن در پاسخ به این توهم، از واقعیتی عینی خبر می دهد که اسلام آنان با اکراه نبوده، بلکه با رضایت قلبی انجام گرفته است. بنابراین، جهاد در اسلام برای تحمیل عقیده و اجبار بر پذیرش دین نیست تا کسی ادعا کند که با اصل آزادی و انتخاب ناسازگار است، بلکه جهاد برای دفع موانع است.
اکراه به اسلام
...
جمله سازی با اکراه در دین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پذیرش اسلام از روی اختیار صورت میگیرد و بر طبق آیه «لا اکراه فی الدین»، اکراه در آن وجود ندارد؛ با این وجود مسلمانان پس از فتوحات خود، مشرکان را در انتخاب دین اسلام یا کشته شدن مخیر میکردند. مسیحیان و یهودیان، مخیر به پذیرش دین جدید یا پرداخت جزیه بودند. جزیه مالیات سنگینی بود که مسلمانان به عنوان بهای حمایت مسلمانان از آنان، دریافت میکردند.
💡 نظر اکثریت قضات شعبه تجدید نظر دادگاه این بود که در حقوق بینالملل قاعدهای وجود ندارد که مانع از پذیرش دفاع اکراه در موارد قتل بیگناهان باشد، اما به هر حال سیاستها و مصالح کیفری اقتضا میکند که در این پرونده اکراه به عنوان یک دفاع کامل مورد پذیرش قرار نگیرد. در مقابل، قضات اقلیت یعنی قاضی کاسسه و قاضی استفن با ارائه دلایلی با نظر فوق مخالفت کردند.