ناپسند داشتن
مترادفها
ناپسندیدن، خوش نیامدن
لغت نامه دهخدا
ناپسند داشتن. [ پ َ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) ناپسند شمردن. نفرت و کراهت داشتن. زشت و قبیح شمردن. ( ناظم الاطباء ). تَکَرﱡه. کراهة. کراهیت. کَره. مَکرَهَة. ( منتهی الارب ). مکروه داشتن. زشت شمردن. بد دانستن. پسند نکردن: و سبکی که آن را ناپسند داشتند. ( تاریخ بیهقی ص 156 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زشت دانستن قبیح شمردن.
جمله سازی با ناپسند داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ((براى به خاك ماليدن بينى او و ناپسند داشتن او - يعنى عياشى - آن نماز را دوبارهاعاده كند)).(49)
💡 در اسلام داشتن سبیل بلند عملی ناپسند و ناشایست دانسته شدهاست. در مقابل، گذاشتن ریش به عنوان نشانهای اسلامی مورد تأکید قرار گرفته شدهاست.
💡 مردانی را دیدم که داشتن دختران را ناپسند می شمارند، حال آنکه زنان صالح هرگز مورد تکذیب واقع نمیشوند.
💡 يكى از علل دروغگويى فرزندان، تكاليف سنگين بر آنهاتحميل نمودن و توقع بيش از طاقت از آنان داشتن است سختگيرى هاى اولياىاطفال و توقعات نادرستى كه فوق طاقت كودكان است آنان را به راه دروغگويى مىكشاند و اين خلق ناپسند را در وجود آنان بيدار مى كند.