اعضاء خادمه

لغت نامه دهخدا

اعضاء خادمه. [ اَ ءِ دِ م َ / م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر عضوی که عمل عضو دیگر را کامل سازد. و خدمت این اعضاء یا جنبه تهیه دارد که در این حال بر عمل اعضاء رئیسه تقدم دارند و آنرا منفعت نامند یا خدمت آنها جنبه تأیید دارد که متأخر از عمل عضو رئیسه باشد و آنرا بطور اطلاق خدمت نامند. ( از بحر الجواهر ).

جمله سازی با اعضاء خادمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعضاء نهضت آزادی ایران در خارج کشور با انتشار بیانیه‌ای با عنوان «گناه بزرگ دکتر غروی این است که بر سنت گرایان تاخته‌است» بازداشت غروی را محکوم کردند.

💡 در ۸ مارس، بنگلادش اولین موارد خود را تأیید کرد. دو نفر از آن‌ها بنگلادشی هستند که از ایتالیا بازگشته‌اند و دیگری از اعضاء خانواده یکی از دو نفری است که بازگشته‌است.

💡 در بدن آدمى كلمه عضو به هر يك از اعضاء بدن به معنى واقعى و به طور متساوى اطلاقمى شود، با آنكه گروه سلولى هر عضوى از جهات متعدد با گروه سلولى عضو ديگرفرق دارد.

💡 آشوب دیگری این بار در مقر خلافت که در آن زمان هاشمیه بود به وقوع پیوست و علت آن این بود که منصور دویست تن از اعضاء فرقه راوندیه را حبس کرد.

💡 عـرضه داشتم مگر ايمان تام و ناقص، و كم و زياد دارد؟ فرمود: بله. پرسيدم: چطور؟فرمود: براى اينكه خداى تعالى ايمان را بر تمامى اعضاى بنى آدم واجب، و در همه آنهاتـقـسـيـم كـرده، هـيـچ عـضـوى از اعضاء نيست مگر آنكه موظف به داشتن ايمانى است غير آنايمانى كه اعضاى ديگر دارند.