گومست

لغت نامه دهخدا

گومست. [ گ َ م ِ ] ( اِخ ) نام کتابی است که بر پیغمبر مجوسان که جومست نام داشت فرود آمده بود: گویند آن کتاب را هفتاد شتر برمیداشت، مجوسان آن پیغمبر را کشتند و آن کتاب را سوختند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به جومست و کومست شود.

جمله سازی با گومست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه می موجود جوید گومست حق پیش از جوینده معلومست. پس جستن و جوینده برخاست، حجاب ببرید که حق پیدا است. یافت را یافته نشان بس است، کی نه در دیدهٔ توحید جز فرد کس است.