لغت نامه دهخدا
کورون. [ ک َ وِ رو ] ( اِخ ) دهی از دهستان قیلاب که در بخش اندیمشک شهرستان دزفول واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کورون. [ ک َ وِ رو ] ( اِخ ) دهی از دهستان قیلاب که در بخش اندیمشک شهرستان دزفول واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کورون ( به انگلیسی: Corwen ) یک شهرک در ولز است که در دنبیشر واقع شده است. کورون ۲٬۳۲۵ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲- طایفه کورونی یا کوهنانی (شامل مرکز بخش کوهنانی، روستاهای حسینآباد، مرالی که تعداد قابل توجهی از مردم این طایفه در شهرستان کوهدشت اقامت دارند)
💡 فرانک میخواهد برگزاری یک شبنشینی برای رقص در میهمانخانه کورون (= تاج، اشاره به شهبانوی بریتانیا) را برنامهریزی کند که نامهای میرسد و چون خانم چرچیل خالهٔ فرانک بیمار شده، به ناچار فرانک همه چیز را نیمه کاره رها میکند تا برگردد.