کاتور

لغت نامه دهخدا

کاتور. ( ص ) در لغت فرس اسدی چ هرن آمده: کانور ( با نون ) شیفته سار باشد. خفاف گوید:
چه چیز است آنکه با زرّ است و با زور
همی سازد بکار سازش گور
بگور اندر شود ناگه پیاده
برون آید سوار از گور کانور.( لغت فرس چ هرن ص 36 ).و ظاهراً «کانور» مصحف کاتور و لغتی است در کاتوره. شعوری این کلمه را «کاتوار» بضم تاء مثناة ضبط کرده و شاهدی از شمس فخری آورده که شاهد «کاتوره » است بدین صورت:
دوستش عاقل است و پابرجا
دشمنش ابله است و کاتوره.( شعوری ج 2 ص 236 ).رجوع به کاتوره شود.

جمله سازی با کاتور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میفونه به عنوان طلایه‌دار به تصویر کشیدن کهن‌الگوی «جنگجوی سرگردان» به‌شمار می‌آید که البته در طول همکاری با کوروساوا به تکامل رسید. مربی هنرهای رزمی او یوشیو سوگینو از تنشین کاتوری شینتو ریو بود. سوگینو رقص مبارزه برای فیلم‌هایی مانند هفت سامورایی و یوجیمبو را طراحی کرده بود و کوروساوا به بازیگران خود دستور می‌داد که به تقلید از حرکات و سبک او بپردازند.