چار پخ

لغت نامه دهخدا

چارپخ. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از خیمه که در هند «بی چوبه » خوانند. ( آنندراج ). || هر چیز چهارگوشه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوعی از خیمه که در هند (( بی چوبه ) ) خوانند.

جمله سازی با چار پخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو در چار بالش ندیدم درنگ نشستم در این چار دیوار تنگ

💡 نبودش بجز خاک و خون رخت بر سرا پا پر از ناوک چار پر

💡 برجستم وز شادی در پیش روی او برداشتم سه چار معلق چو کوترا

💡 لقمان که حکیمان جهانراست امام فرمود بحفظ چار در چار مقام

💡 در پنج رکن متفق‌الاصل چاره‌گر بر چار سکن متفق‌الفرع چیره‌ایم

💡 نثار پیش سایش دهان فرو بندد امید وقت عطایش دو دیده چار کند

ستارگان یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
کلنی یعنی چه؟
کلنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز