لغت نامه دهخدا
کاسه لئیمان. [ س َ / س ِ ی ِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کاسه درویشان. رجوع به کاسه درویشان شود.
کاسه لئیمان. [ س َ / س ِ ی ِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کاسه درویشان. رجوع به کاسه درویشان شود.
اکلیل شمالی کاسه شکسته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وه چه فرومایگان سفله که دیدیم نزد لئیمان عزیز گشته ز دینار
💡 و آن لئیمان که چو مورند ضعیف دیو را گفته سلیمان چکنم؟!
💡 بار لئیمان مکش ز بهر جوی زر خدمت دونان مکن برای یکی نان
💡 برکشید آسمان لئیمان را تیره کرد اختر کریمان را
💡 کریمی که جفت لئیمان شود برو سختی مردن آسان شود