لغت نامه دهخدا
چوب النگو. [ اَ ل َ ] ( اِ مرکب ) چوبی است مخروطی شکل که برای بزرگ کردن و صاف کردن النگو بکار میرود.
چوب النگو. [ اَ ل َ ] ( اِ مرکب ) چوبی است مخروطی شکل که برای بزرگ کردن و صاف کردن النگو بکار میرود.
چوبیست مخروطی شکل که برای بزرگ کردن و صاف کردن النگو بکار میرود ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسحاق گويد: در همان حال متوجّه شديم كه آب فروكش كرده و النگو روى زمين آشكار است.
💡 پس از آن، حضرت به ديواره كشتى تكيه داد و دعائى را زمزمه نمود و سپس فرمود:ملوان ها سريع پائين روند و النگو را بردارند.
💡 تفاوت دیگر این اثر با داستان اصلی این است که در این اپرانامه، ناپدری سیندرلا - به جای نامادری او - وی را به خدمتکاری در منزل وامیدارد؛ همچنین سیندرلا هنگام خداحافظی از شاهزاده در جشن رقص، النگوی خود را - به جای کفش بلورین - به شاهزاده میدهد تا با این نشان او را پیدا کند.
💡 بعد از آن، حضرت افزود: النگو را برداريد و به صاحبش عروستحويل دهيد؛ و بگوئيد كه خداوند متعال را حمد و سپاس گويد.
💡 هرستون قد بلند و جذاب، پر زرق و برق بود و النگو و گردنبند میانداخت، به سرش همیشه کلاه میگذاشت.
💡 در گذرهای پهنتر «بازار طَلا»، فروشگاههایی را مشاهده میکنید که ویترینهای خود را با انبوهی از گردنبند، انگشتر، النگو، گوشواره و سنجاق سینه پر کردهاند.