چشمه ٔ زنگاری

لغت نامه دهخدا

چشمه زنگاری. [ چ َ/ چ ِ م َ / م ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آسمان.( مجموعه مترادفات ص 10 ). کنایه از آسمان نیلگون.

جمله سازی با چشمه ٔ زنگاری

💡 از برومندی ظاهر دل چون آینه را غوطه در زنگ دهد جامه زنگاری بخت

💡 فروغ خشم تو گر سایه افکند بر چرخ برون کند ز برش این قبای زنگاری

💡 چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد این دخان چشم مرا نمناک نتوانست کرد

💡 این ندامت گوی زنگاری که دارد متصل گردش از چوگان قدرت گوی میدان شماست

💡 چو خود بر لوح زنگاری قلم زد سپر بود و زتیغ خود علم زد

💡 رخت زنگاری بهار بی خزان دیگرست دل چو از زنگ کدورت پاک باشد سرو را

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز