پیدا ندیدن

لغت نامه دهخدا

پیدا ندیدن. [ پ َ / پ ِ ن َ دی دَ ] ( مص مرکب ) آشکار ندیدن:
چنین است رسم سرای کُهن
سرش هیچ پیدا نبینی ز بن.فردوسی.

جمله سازی با پیدا ندیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دل به تغافل زدنش بی‌سببی نیست چیزی به نظر دارد از آیینه ندیدن

💡 ندیدن رخ نیکو به اعتقاد رفیق به از رقیب به پهلوی نیکوان دیدن

💡 هر چند از آفتاب بود تلخی گلاب شد تلخ از ندیدن رویت گلاب چشم

💡 غیر عبرت شمع من زین انجمن حاصل نکرد انچه در دیدن گلش بود از ندیدن داغ شد

💡 به تدریج دیدن درآن سوی کوه به یکره ندیدن که آرد شکوه

💡 ذات وصف فعل خود دیدن عیان خویش را لیکن ندیدن در میان

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ژیار یعنی چه؟
ژیار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز