لغت نامه دهخدا
وارشیداه کنان. [ رَ ک ُ ] ( ق مرکب ) وارشیداگویان:
پای ناخوانده رسید و نفر مویه گران
وارشیداه کنان راه نفر بگشائید.خاقانی.
وارشیداه کنان. [ رَ ک ُ ] ( ق مرکب ) وارشیداگویان:
پای ناخوانده رسید و نفر مویه گران
وارشیداه کنان راه نفر بگشائید.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می خرامد ز سراپرده اجلال بطون تا زند جلوه کنان خیمه به صحرای ظهور
💡 چون رسی خوی کنان به باغ سزد که به گل همدمانت باد کنند
💡 جلوه کنان میروی و باز میآیی سرو ندیدم بدین صفت متمایل
💡 آن خنده زنان شکر همی ریخت وین گریه کنان گهر همی ریخت
💡 هیچ غم نیست گرش غصب کنان شحنه ده کشد از بیوه زنان