هفت مجمره

لغت نامه دهخدا

هفت مجمره. [ هََ م َ م َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان باشد ( برهان )، که هر کدام محل یکی از کواکب سبعه است.

فرهنگ فارسی

بابلیان به هفت طبقه آسمان و هفت طبقه زمین معتقد بودند و بدین معنی که برای هر یک از سیارات سبع فلکی و آسمانی قایل بودند. در ادبیات فارسی بجای هفت آسمان هفت گنبد خضرا و هفت صحیفه هفت دخمه خضرا هفت طبق هفت گوی هفت فلک هفت گردون هفت افلاک بسیار آمده است.
کنایه از هفت آسمان باشد که هر کدام محل یکی از کواکب سبعه است

جمله سازی با هفت مجمره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهری به دلم چو نور در باصره ای شوری به سرم چو دود در مجمره ای

💡 نه مجمره افروزم و نه عنبر سوزم کز زلف تو امروزم مشکین شده مشکو

💡 به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل که سازیش تو معطر به گرد دامانی

💡 دست لطف تو اگر عود نهد بر آتش دود از مجمره چون سبزه برآید خرّم

💡 باد سحر از آتش گل مجمره سوزست خاک چمن از آب روان آینه‌دارست

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز