لغت نامه دهخدا
نیلوفرستان. [ ف َ رِ ] ( اِ مرکب ) جایی که نیلوفر بسیار روید. ( فرهنگ فارسی معین ):
و گر رنگ عفوش پذیرد امانی
چو دریاش نیلوفرستان نماید.خاقانی.پس به عهد مستضی امسال دیدم در تموز
کز تیمم گاه صد نیلوفرستان دیده اند.خاقانی.
نیلوفرستان. [ ف َ رِ ] ( اِ مرکب ) جایی که نیلوفر بسیار روید. ( فرهنگ فارسی معین ):
و گر رنگ عفوش پذیرد امانی
چو دریاش نیلوفرستان نماید.خاقانی.پس به عهد مستضی امسال دیدم در تموز
کز تیمم گاه صد نیلوفرستان دیده اند.خاقانی.
( اسم ) جایی که نیلوفر بسیار روییده: (( پس بعهد مستضئ امسال دیدم در تموز کز تیمم گاه صد نیلوفر ستان دیده اند. ) ) ( خاقانی.عبد. ۹۷ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بهر فرستان این قصه بر تو پیوسته دوان در طلب پیک و دبیریم
💡 سواری به میدان فرستان زود ابا کمتر و گرز و شمشیر و خود
💡 اميد كه، دوست داران دين خدا و فرستان واپسين حضرت حق و خاندان پاكش كه بيگماندست گير همه صالحان در روز رستاخيز خواهند بود، از اين نوشته توشه اى بر گيرندتا ماندگار بوده و سفره دلشان به نورانيت مهر خداوندى و اوليايش رنگين گشته وهمواره پاس دار ارزش هاى خوب اسلامى باشند.