لغت نامه دهخدا
نگاه دارندگی. [ ن ِ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل نگاه دارنده. رجوع به نگاه دارنده و نگاه دار شود.
نگاه دارندگی. [ ن ِ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل نگاه دارنده. رجوع به نگاه دارنده و نگاه دار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵۶. ناک: این پسوند به آلودگی، دارندگی یا فراوانی بر چیزی دلالت میکند.
💡 بر اساس پژوهشهای ریشهشناسی، واژهٔ اَلمَیتو (almaytoo) از سه بخش «اَلَه» که واژهٔ اوستایی و بهمعنای شاهین و عقاب است، بخش دوم «مَی» است به معنای حمله و جنگ و بخش سوم «تو» پسوند اوستایی، بهمعنای دارندگی است، المیتو یعنی جولانگاه عقاب.
💡 ۴. وَر: پسوند دارندگی است. مانند: گَنجوَر، مُزدوَر، نمور.
💡 ۲۸. بد (پد): این پسوند نشانگر بر دارندگی و اتصال دلالت دارد.
💡 ۲۷. بُد (پد): این پسوند نشانگر بر دارندگی و اتصال دلالت دارد.