لغت نامه دهخدا
نوروز کیقبادی. [ ن َ / نُو زِ ک َ / ک ِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در موسیقی، نوروز بزرگ. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نوروز بزرگ شود:
دستانهای چنگش سبزه ی ْ بهار باشد
نوروز کیقبادی وآزادوار باشد.منوچهری.
نوروز کیقبادی. [ ن َ / نُو زِ ک َ / ک ِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در موسیقی، نوروز بزرگ. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نوروز بزرگ شود:
دستانهای چنگش سبزه ی ْ بهار باشد
نوروز کیقبادی وآزادوار باشد.منوچهری.
در موسیقی: نوروز بزرگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پا بر سر تاج کیقبادی ننهیم آنجا که کُله گوشهٔ همت شکنیم
💡 بر آستان تو خاکیم و چشم همت ما بتخت خسروی و تاج کیقبادی نیست
💡 بیا تا نشینیم و شادی کنیم شبی در جهان کیقبادی کنیم
💡 تو از شراب مستی من هم ز بوی مستم بو نیز نیست اندک در بزم کیقبادی
💡 آن می که کلید گنج شادی است جانداروی گنج کیقبادی است
💡 بیا تا نشینیم و شادی کنیم دمی در جهان کیقبادی کنیم