نمک پراکندن

لغت نامه دهخدا

نمک پراکندن. [ ن َ م َ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نمک پاشیدن. نمک افشاندن:
خلقی به تیغ غمزه خون خوار و لعل لب
مجروح می کنی و نمک می پراکنی.سعدی.ریش فرهاد بهترک بودی
گر نه شیرین نمک پراکندی.سعدی.

فرهنگ فارسی

نمک پاشیدن ٠ نمک افشاندن ٠

جمله سازی با نمک پراکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیلسوفان، انرژی زیادی را صرف پراکندن و انتشار اندیشه‌هایشان در میان مردان و زنان تحصیل کرده در جهان‌شهرها کردند. آن‌ها از انجامگاه‌های زیادی بهره جستند، که برخیشان بسیار جدید بودند.

💡 بلومبرگ نیوز در آغاز در سال ۱۹۹۰ توسط مایکل بلومبرگ و متیو وینکلر برای پراکندن خبرهای مالی تأسیس شد. در سال ۲۰۱۰ این رسانه بیش از ۲۳۰۰ ویراستار و خبرنگار در سطح جهان داشته‌است.

💡 وی گفت: پراکندن این شایعات نشان می‌دهد که فیلتر تلگرام مؤثر واقع شده و عده‌ای که منافع‌شان به دلیل فیلترینگ به خطر افتاده برای جلوگیری از ضرر اقدام به این شایعه سازی‌ها می‌کنند.

💡 جنگ‌افزار پَرتُوزا (به انگلیسی: Radiological Weapon) یا دستگاه پراکنش پرتو، به هر نوع جنگ‌افزاری گفته می‌شود که با هدف کشتن یا تخریب، به پراکندن مواد پرتوزا بپردازد.