لغت نامه دهخدا
نجم رازی. [ ن َ م ِ ] ( اِخ ) رجوع به نجم الدین رازی شود.
نجم رازی. [ ن َ م ِ ] ( اِخ ) رجوع به نجم الدین رازی شود.
💡 رازی که نهان بود پس پرده حریفان کردند عیان با دف و نی بر سر بازار
💡 فسانه گرچه رازی معتبر بود ولی مقصود من چیزی دگر بود
💡 ای تو را با هر دلی رازی دگر هر گدا را بر درت آزی دگر
💡 رازی که ازل تا به ابد کس نشنیدست از یک مژه بر هم زدن یار شنیدیم
💡 صبوری بجوی از خدای جهان که باشد دراین پرده رازی نهان
💡 به هر پرده رازی بود دلنواز که آن را ندانند جز اهل راز