لغت نامه دهخدا
بی حیا. [ ح َ ] ( ص مرکب ) بی شرم و گستاخ و آنکه در ارتکاب کارهای زشت منفعل میشود. ( ناظم الاطباء ). وقیح. وقاح. سخت روی. سترگ. پررو. صفیق. بی شرم. بی چشم و رو. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بی حیا. [ ح َ ] ( ص مرکب ) بی شرم و گستاخ و آنکه در ارتکاب کارهای زشت منفعل میشود. ( ناظم الاطباء ). وقیح. وقاح. سخت روی. سترگ. پررو. صفیق. بی شرم. بی چشم و رو. ( یادداشت بخط مؤلف ).
۱. بی شرم، بی آزرم.
۲. گستاخ.
( صفت ) ۱ - بی شرم بی آزرم. ۲ - گستاخ جسور.
بی حیا (فیلم ۱۹۷۸). بی حیا ( انگلیسی: Besharam ) فیلمی به کارگردانی دون ورما محصول سال ۱۹۷۸ است. از بازیگران این فیلم می توان به آمیتاب باچان، شارمیلا تاگور، امجد خان و دون ورما است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برقع از کف دوختی بر چهر زینب ای شگفت بی حیا تا چند خواهی پرده بر زهرا درید
💡 کسی یارای سر ببریدنش از تن نبود آری اگر آنجا نبودی شمر شوم بی حیا حاضر
💡 فرزند که بی حیا و شرم و ادب است زان است که بی نسبتیی در نسب است
💡 ای چرخ بی حیا به چه چشم و کدام روی خواهی به روی خسرو ایران نگاه کرد
💡 خصم خدا و خصم رسول است و خصم خود آن بی حیا که دشمن عثمان با حیاست