جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سراقه چون به مكه بازگشت، قصه خود را به قريش گفت و بيش از همهابوجهل را تكذيب كرد. سراقه گفت: اى ابو حكم ! به خدا قسم: اگر هنگامى كه دست وپاى اسب من فرو رفت تو هم تماشا مى كردى، دانسته بودى و شك نداشتى كه محمدفرستاده خداست و معجزه او را نمى توان پوشيده داشت.(130)
💡 پـس جـنـگـى عـظـيـم در پـيـوسـت شـيـظـان چـون چـشـمـش بـرجـبـرئيـل و صـفـوف فـرشـتـگـان افتاد عَلَم را بينداخته آهنگ فرار كرد، مُنَبَّه پسر حَجّاجگريبان او را گرفت و گفت: اى سراقه كجا مى گريزى ؟ اين چه ناساخته كاريست كهدر اين هنگام مى كنى و لشكر ما را در هم مى شكنى، ابليس دستى بر سينه او زد و گفت:دور شود از من كه چيزى مى بينم كه تو نمى بينى.
💡 417- باب حقيقة الايمان اليقين، حديث 2، ص 53 - ج 2 - طبق بعضى از نقلها اينشخص، (حارث بن سراقه ) بوده است (اسدالغابه، ج 1، ص 353
💡 1 - نوشته اند كه مردى از اصحاب گفت: اىرسول خدا! (عيينه ) و (اقرع ) را صد در صد مى دهى و(جعيل بن سراقه ) را بى نصيب مى گذارى !رسول خدا فرمود: از آن دو دلجويى كردم تا اسلام آورند و(جعيل ) را به اسلامش حواله دادم.
💡 كار ابليس پا به فرار گذاشتند و به هنگامى كه به مكه باز گشتند گفتند سراقة بنمالك سبب فرار قريش شد، اين سخن به گوش سراقه رسيد و سوگند ياد كرد كه منبه هيچ وجه از اين موضوع آگاهى ندارم، و به هنگامى كه نشانه هاى مختلف وضع او رادر ميدان بدر به او يادآورى كردند همه را انكار كرد و قسم خورد كه چنين چيزى حتما نبودهو او از مكه حركت نكرده، به اين ترتيب معلوم شد كه آن شخص سراقة بن مالك نبوده است.
💡 ابوجهل گفت: ما جز پستان و بدقيافه هاى يثرب (216) را نمى بينيم شيطان برسينه او زد و فرار كرد، فراريان در مكه گفتند: علت شكست ما فرار سراقه بود،سراقه گفت: به خدا قسم من حتى از رفتن شما بى خبر بودم، و آنگاه مطلع شدم كهشكست خورده بوديد.