لغت نامه دهخدا
مکرمت ستای. [ م َ رُ م َ س ِ ] ( نف مرکب ) ستاینده مکرمت. ستایش کننده جوانمردی و بزرگواری:
کعبه عبادت ستای من شد از ایرا
دید مرا مکرمت ستای صفاهان.خاقانی.
مکرمت ستای. [ م َ رُ م َ س ِ ] ( نف مرکب ) ستاینده مکرمت. ستایش کننده جوانمردی و بزرگواری:
کعبه عبادت ستای من شد از ایرا
دید مرا مکرمت ستای صفاهان.خاقانی.
ستاینده مکرمت. ستایش کننده جوانمردی و بزدگواری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند یکدو روز ز گلزار مکرمت دورم فکند و بر سر آن خارها نهاد
💡 ز روح القدس دوش کردم سؤالی که از مکرمت چیست کاو حد ندارد؟
💡 دریای مکرمت دنیای معدلت گیهان منزلتگردون اقتدار
💡 مکرمت کن که بگذرد همه چیز مکرمت پایدار در دنیاست
💡 مردمی را زتست خون در رگ مکرمت را زتست جان در تن
💡 آن نوح مکرمت که دم ذوالفقار او طوفان نمود دو لب خونفشان گشاد