لغت نامه دهخدا
مصلی دوز. [ م ُ ص َل ْ لا ] ( نف مرکب ) نجاد. که دوختن سجاده پیشه دارد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مصلی و مصلا و سجاده شود.
مصلی دوز. [ م ُ ص َل ْ لا ] ( نف مرکب ) نجاد. که دوختن سجاده پیشه دارد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مصلی و مصلا و سجاده شود.
نجاد که دوختن سجاده پیشه دارد
💡 مصلی دارای ۷ گنبد میباشد که متأثر از معماری گنبدهای ایرانی مناطق مختلف کشور طراحی شدهاند. گنبد اصلی مصلی، از بزرگترین گنبدهای جهان اسلام است.
💡 هر مصلی بی تولای توباطل باشدش هم رکوع و هم سجود وهم قعود وهم قیام
💡 باغ مصلینژاد (جویم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جویم در استان فارس ایران است.
💡 تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکرد شراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود
💡 گروهی از مالباختگان شرکت رضایت خودرو و طراوت نوین تاکستان، با دادن شعارهای اعتراضی در مصلی نماز جمعه تاکستان، تجمع اعتراضی برپا کردند و خواهان رسیدگی به مطالبات خود بودند.
💡 شبستانهای پنجگانه، در شمال صحن مرکزی مجموعه مصلی واقع شدهاست. این بنا با زیربنایی بالغ بر ۳۰هزار متر مربع در طبقه اصلی گنجایش ۳۸۰۰۰ نفر را برای اقامه نماز دارد.