کلمه «مانندآباد» در منابع فلسفی و کلامی به عالمی اشاره دارد که میان ملک و ملکوت قرار گرفته و به نوعی مرز یا برزخ میان جهان مادی و عالم معنوی محسوب میشود. این واژه، همانگونه که در کتاب «برهان» آمده، به معنی عالم برزخ و عالم مثال است و فضایی است که هم ویژگیهای مادی و هم صفات معنوی را در خود جای میدهد. مانندآباد جایی است که ارتباط میان محسوسات و ماوراء محسوسات را برقرار میسازد و نقش واسطهای میان عالم خاکی و عالم ملکوت ایفا میکند. این مفهوم در فلسفه و عرفان اسلامی برای توضیح چگونگی وجود ناظر بر فرایند انتقال روح یا اثرات اعمال انسانها پس از مرگ به کار رفته است. همچنین، مانندآباد نمادی از مرحله میانی در مسیر تعالی روح و نزدیک شدن به کمالات الهی است و درک آن نیازمند تأمل فلسفی و معرفتی است. این عالم، جایگاه تجربههای غیرمادی و مشاهده جهان مثال است که در آن قوانین مادی بهطور کامل حکمفرما نیستند.
مانند اباد
لغت نامه دهخدا
( مانندآباد ) مانندآباد. [ ن َن ْ ] ( اِ مرکب ) اشاره به عالم برزخ است و آن عالمی باشد میان ملک و ملکوت. ( برهان ). به معنی برزخ و عالم مثال است که در میان ملک و ملکوت حایل است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). ظاهراً از برساخته های فرقه آذر کیوان است. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
( مانند آباد ) عالم برزخ