لغت نامه دهخدا
لنگ سرکش. [ ل ِ س َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) فنی از فنون کشتی و آن پای خود را به عضوی از اعضای حریف بند کردن و به زور کشیدن است. ( غیاث ):
پا بکش ای صنم از بزم رنود و اوباش
لنگ سرکش ز حریفان مخور و غالب باش.میرنجات ( از آنندراج ).
لنگ سرکش. [ ل ِ س َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) فنی از فنون کشتی و آن پای خود را به عضوی از اعضای حریف بند کردن و به زور کشیدن است. ( غیاث ):
پا بکش ای صنم از بزم رنود و اوباش
لنگ سرکش ز حریفان مخور و غالب باش.میرنجات ( از آنندراج ).
فنی از فنون کشتی و آن پای خود را بعضوی از اعضای حریف بند کردن و به زور کشیدن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون سر زلف تو سرکشی کند آغاز از سر مویی هزار سر بربایی
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به سرکش یک:داستانی از جنگ ستارگان و در بدلندز اشاره کرد.
💡 کمین را دو صد گرد سرکش بخواند به بیغولها در نهان در نشاند
💡 شمع آمد وگفت: چون درآمد آتش سر در آتش چگونه باشم سرکش
💡 سرکش یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان شجاع بخش مرکزی شهرستان جلفا واقع شدهاست.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به عضو معمولی باشگاه، سوزان دیوانهٔ سرکش و گردآوری اشاره نمود.