لغت نامه دهخدا
لای گردو. [ گ ِ ] ( اِخ ) دیهی سیزده فرسنگ میان جنوب و مشرق نی ریز. ( فارسنامه ناصری ). دهی از دهستان کوهستان بخش داراب، شهرستان فسا. واقعدر 84 هزارگزی خاور داراب. معتدل. دارای 799 تن سکنه شیعه. آب آن از چشمه. محصول آنجا بادام و انجیر و مویز و گردو و گل سرخ. شغل اهالی باغداری و قالی بافی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).