قشور القرحه
مترادفها
پوستههای زخم
لغت نامه دهخدا
( قشورالقرحة ) قشورالقرحة. [ ق ُ رُل ْ ق ُ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) خشک ریش. پوست ریش. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
خشک ریش پوست ریش
جمله سازی با قشور القرحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منحنيا على ثنايا ابى عبدالله تنكتها بنخصرتك ؟ و كيف لاتقول ذلك و قد نكاءت القرحه، و استاصلت الشافة باراقتك دماء ذريهدل محمد و نجوم الارض من آل عبدالمطلب ؟ اءتهفت باءشياخك ؟... مقتل الخوارزمى، ج 2، ص 63.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق بیمار، خاطرنشان کرد که وجود قشور القرحه بر روی ناحیه آسیبدیده نشاندهنده روند طبیعی بهبود زخم در مراحل اولیه است.
💡 برای جلوگیری از عفونت ثانویه، بسیار مهم است که بیمار سعی نکند قشور القرحه را به صورت دستی جدا کند تا بافت زیرین آسیب نبیند.
💡 در گزارشهای پزشکی تخصصی، توصیف دقیق میزان و رنگ قشور القرحه میتواند به تشخیص بهتر نوع زخم و انتخاب پروتکل درمانی مناسب کمک کند.